حتی اگر نسل دایناسورها منقرض شده باشد...
سختگیری من مربوط به امروز و دیروز نیست. وقتی دانش آموزی دبستانی بودم هم ناظم مدرسه می گفت قنبرپور که هست خیال ما راحت است! شاید اسم دیگرش کاسه از آش داغ تر بودن باشد.
همکاران و البته سروران و همکاران من در تحریریه آقای بی طرف و آقای دین پرست می گویند برای چه اینقدر حرص می خوری؟ می گویند این همه سختگیری دلزدگی می آورد! قدری هم تساهل و تسامح به خرج برده.
راستش پیرو برنامه های زمستانی ام حرف های این دو بزرگوار را هم گوش داده ام. اما این سختگیری و پایبندی به اصول در خون من است مربوط به امروز و دیروز نیست. حرف هایشان را گوش داده ام تا یک تغییر تاکتیک را طراحی و اجرا کنم. در قاموس و تعریف من نمی گنجد که تو 4ساعت بیایی در تحریریه بنشینی و بعد ببینی ایسنا، ایرنا، فارس، مهر و بقیه سایت ها و فیسبوک چه گفته اند و چه نوشته اند و بعد همانها را به خورد مردمی بدهی که باید 1هزاری سبز از پول هایشان را بدهند تا روزنامه ما را بخرند.
برای من پذیرفته نیست کسی نام خودش را خبرنگار بگذارد و مثل کارمندان وزارتخانه ای رفتار کند؛ آخر هفته هم خسته از کار نکرده بخواهد روز تعطیل داشته باشد.
از من می شنوید دوستان ، دور روز تعطیل را خط بکشید. من و شما اگر می خواهیم آخر این دنیا مملکتمان تغییری کرده باشد اول از همه باید بیشتر و بیشتر کار کنیم.
حرف های آقای بی طرف و آقی دین پرست را به گوش هایم سپرده ام زیرا می دانم قرار نیست نقش مامور شکنجه را بازی کنم. اما تاکتیک را تغییر خواهم داد و اجازه نمی دهم سایت چک کردن و امثال آن انجام کار روزنامه نگاری محسوب شود و بعد از اندک زمانی ما هم از روشنفکری قهوه نوشیدن و سیگارکشیدنش را فقط انجام دهیم.
حتی اگر زمانه هم عوض شده باشد، حتی اگر بهانه این است که بابت این 400 تا 450 هزارتومان بیشتر از این نباید کار کرد راهش این نیست. تا کار نکنیم و خوب کار نکنیم نمی توان به تغییر و بهبود امیدی داشت و می شود همین فضای دلال بازی و رانت خواری. در مطبوعات ما هم چیزی غیر فضای مسموم جامعه روی نخواهد داد. در جامعه آنکه روابطی دارد یک شبه و یک ساله صاحب پول و ویلا و پانامرا می شود در مطبوعات هم همین شده. هنوز غوره نشده می خواهند مویز شوند. نه قربان همه شما بروم حتی اگر نسل دایناسورها منقرض هم شده باشد قانون زمین عوض نشده است!
فقط 9 سال دیگر تا سال 1400 خورشیدی فرصت داریم. گاهی فکر می کنم وقتی سال 1300 آمد مردم ایران چگونه روزگارشان را می گذراندند که حالا ما قضاوتشان می کنیم و وقتی ما به 1400 برسیم آیندگان ما را چگونه قضاوت خواهند کرد. این روزها را سعی می کنم تلاش بیشتری کنم. و از سوی دیگر سعی می کنم خوب بنویسم و به خاطر بسپرمشان تا بلکه خودم از خودم در سال 1400 راضی باشم.