درهای خشم و محبت و کوتاه نیامدن!
مشاورم گفت وقتی خشم داری یک در قلبت را باز کن تا خشمت بیرون بریزد اما حتما در دیگر آن را باز کن تا محبت واردش شود، وگرنه فقط خشم بیرون ریختن کمکی نمی کند.
از اتفاقی در کار دلخور شده ام. به آن واکنش نشان داده ام. عصبانی بوده و هستم ولی خارج از منطق استدلال نکردم. قرار نیست هیچ کداممان از کار و محیط کاری امان در روزنامه نگاری به هر نحوی سوءاستفاده کنیم. این ربطی به حریم ها و حوزه خصوصی ندارد.
دیروز در حالی که در بیرون ریختن خشمم باز بود به خود گفتم بگذار در دیگر هم باز شود. خون که به پا نشده ، تجربه ای بوده برای همه ما. اما درست من یک قدم عقب گذاشتم و دیدم دوست عزیزم همچنان در حال جلو آمدن است. حتی یک سر سوزن هم به خودش و کاری که کرده توجه نداشت. حتی در یکی از جملاتی که داشتیم با هم به صورت اس.ام.اس رد و بدل می کردیم نشانه ای از این نبود که بگوید بابا من هم اشتباه کردم.
ایرادی ندارد. هر آدمی راه خود را انتخاب می کند. من این راه برگزیدم که هم در خشم را بگشایم تا بیرون بریزد و هم در محبت را تا جای خشم را بگیرد. اما من از اصولی که در خبرنگاری به تجربه آموخته ام یا خودم وضع کرده ام کوتاه نمی آیم.
از اتفاقی در کار دلخور شده ام. به آن واکنش نشان داده ام. عصبانی بوده و هستم ولی خارج از منطق استدلال نکردم. قرار نیست هیچ کداممان از کار و محیط کاری امان در روزنامه نگاری به هر نحوی سوءاستفاده کنیم. این ربطی به حریم ها و حوزه خصوصی ندارد.
دیروز در حالی که در بیرون ریختن خشمم باز بود به خود گفتم بگذار در دیگر هم باز شود. خون که به پا نشده ، تجربه ای بوده برای همه ما. اما درست من یک قدم عقب گذاشتم و دیدم دوست عزیزم همچنان در حال جلو آمدن است. حتی یک سر سوزن هم به خودش و کاری که کرده توجه نداشت. حتی در یکی از جملاتی که داشتیم با هم به صورت اس.ام.اس رد و بدل می کردیم نشانه ای از این نبود که بگوید بابا من هم اشتباه کردم.
ایرادی ندارد. هر آدمی راه خود را انتخاب می کند. من این راه برگزیدم که هم در خشم را بگشایم تا بیرون بریزد و هم در محبت را تا جای خشم را بگیرد. اما من از اصولی که در خبرنگاری به تجربه آموخته ام یا خودم وضع کرده ام کوتاه نمی آیم.
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 10:9 توسط سینا قنبرپور
|
فقط 9 سال دیگر تا سال 1400 خورشیدی فرصت داریم. گاهی فکر می کنم وقتی سال 1300 آمد مردم ایران چگونه روزگارشان را می گذراندند که حالا ما قضاوتشان می کنیم و وقتی ما به 1400 برسیم آیندگان ما را چگونه قضاوت خواهند کرد. این روزها را سعی می کنم تلاش بیشتری کنم. و از سوی دیگر سعی می کنم خوب بنویسم و به خاطر بسپرمشان تا بلکه خودم از خودم در سال 1400 راضی باشم.