لذت سه - چهار ساعت ماندن در هوای بعد از 12 نیمه شب
بعد از مدتها يك شبگردي حسابي در تهران كردم. مدتها بود كه تهيه گزارشي به پستم نخورده بود كه اينگونه بخواهم بعد از نيمه شب بيرون از خانه و در يك محله ، تك و تنها نظارهگر رفتاري باشم كه براساس آن بخش مشاهده گزارشم را تهيه كنم. ماجراي قتل يك بنزسوار به وسيله يك بي.ام.و سوار در سعادتآباد تهران از نهم ديماه ذهنم را مشغول كرده بود. مينا هم مرتب سراغش را ميگرفت و ميپرسيد فهميدي ته ماجرا چه بوده است؟ يك شب به اتفاق او رفتيم سعادتآباد و از ميدان كاج تا بلوار دريا در بلوار سعادتآباد را گشتيم و از يكي دو نفر هم پرس و جوهايي كرديم. آن شب ديديم كه «دوردور بازي» و «پاتوق» اين گذرگاه چه حس و حالي دارد. ولي بعد از مدتها آن موقع شب يعني ساعت 12 تا 3 بعد از نيمه شب ببيني مردم آن هم از جنس بنزسوارش آنجا چه ميكند برايم متفاوت بود. تازگي نداشت اما بعد از مدتها حال و هواي گزارشي ميداني آن هم شبانه دست داد.
قرار است مجموعه گزارشهاي ما دراينباره در ضميمه آخر هفته «دنياي اقتصاد» منتشر شود. اميدوارم اگر خواننده آن بوديد نظر شما را تامين كرده باشد!
*گزارش یک آدم کشی در ساعت یک و بیست دقیقه بامداد
فقط 9 سال دیگر تا سال 1400 خورشیدی فرصت داریم. گاهی فکر می کنم وقتی سال 1300 آمد مردم ایران چگونه روزگارشان را می گذراندند که حالا ما قضاوتشان می کنیم و وقتی ما به 1400 برسیم آیندگان ما را چگونه قضاوت خواهند کرد. این روزها را سعی می کنم تلاش بیشتری کنم. و از سوی دیگر سعی می کنم خوب بنویسم و به خاطر بسپرمشان تا بلکه خودم از خودم در سال 1400 راضی باشم.